پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

327

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

خود از دهانه ايوفراتش ( فرات ) با يك دسته بزرگى از كشتيها درياپيمايى كرده كنارهاى عربستان و آفريقا را گردش كند و از كنار ستونهاى هركلس « 1 » به ماكيدونيا برود . اين بود دستور داد كه كشتيهاى فراوانى در ثاپساكوس « 2 » ساخته در همه جا ناخدايان و درياپيمايان آماده باشند . ولى چون هنگامى كه در هندوستان خبرهايى از سختى كار در برابر هنديان و از زخم برداشتن او در جنگ با ماليان به ايران و به همه جا رسيده مردم از زنده برگشتن او نوميد بوده‌اند و از سوى ديگر بدرفتارى حكمرانانى كه او بر شهرها گمارده بود مردم را به ستوه آورده بود ، از اين جهت در همه جا مردم به جنبش برخاسته و رشته كارها نزديك به گسيختن بود . در خود ماكيدونيا اولمپياس و كلئوپترا به دشمنى آنتپاتو برخاسته فرمانروايى را در ميانه خود به دو بخش كرده بودند . بدينسان كه اپيروس از آن اولمپياس باشد و ماكيدونى از آن كلئوپترا . الكساندر چون اين خبر را شنيد گفت مادرم بخش بهترى را براى خود گرفته زيرا ماكيدونيان زير بار فرمانروايى زنان نمىروند . اين بود كه نيارخوس را بار ديگر راه انداخته دستور داد كه كنارهاى دريا را بگردد . خود او راه را كه پيش گرفت در هر كجا به فرمانرواى بدرفتار سزاها داده به ويژه اكسوارتيس « 3 » يكى از پسران ابوليتيس « 4 » را با دست خود با نيزه بكشت . خود ابولتس كه به جاى آذوقه و خوراك براى اسبان سه هزار تالنت پول سكه زده شده آورده بود ، الكساندر فرمان داد آن پولها را در جلو اسبها ريختند و چون اسبها نزديك آنها نرفتند الكساندر گفت پس اين چه آذوقه‌اى است كه براى ما آورده‌اى ؟ فرمان داد او را به زندان بردند . چون به پارس رسيد پول در ميان زنان پراكند بدانسان كه رسم پادشاهان خود ايشان بود كه بارها به پارس آمده به هر يكى از زنان تكه زرى مىدادند و چنان كه گفته‌اند برخى از ايشان از جهت اين رسم كمتر به پارس مىآمدند . از جمله اوخوس « 5 » چندان دست بسته بود كه در همه پادشاهى خود يك بار هم به اين ميهن پدران خود نيامد ، سپس الكساندر آگاهى يافت كه

--> ( 1 ) . Hrculer ; spilrars مقصود جبل طارق است . ( 2 ) . Thapsacus شهرى در بابل بوده . ( 3 ) . Oxyartes ( 4 ) . Abuletes ( 5 ) . Ochus پسر اردشير دوم هخامنشى كه به نام اردشير سوم پادشاهى يافت .